تبليغاتX
سرزمین جوک،اس ام اس،عاشقونه،عکس
بازار جوک و اس ام اس
 گل باقالی .. !!
گل باقالی .. !!

 

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

|+| نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 | موضوع: |
 

بدون شرح !!!

|+| نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 | موضوع: |
 

 انگار توي اين ولايات غرب همه چيز برعكسه , ديگه ريشه هم ريشه هاي قديم , اين ريشه ها چيه ؟

عين قالي ميشه جمعش كرد و يه جاي ديگه پهنش كرد .

*** ----------------------------------------------------------- ***

چيه ؟ لوله بخاري نديدين ؟

اگه فكر هاي شما غربي و منحرفه , تقصير من چيه ؟ ها ؟

*** ----------------------------------------------------------- ***

آي يانكي قلچماق !! عراق بس نبود كه اشغالش كردين !!حالا نوبت دوچرخه اين بچه ها رسيده ؟

تو با اون هيكلت خجالت نميكشي ؟ رفتي دوچرخه اينها رو اشغال كردي ؟
*** ----------------------------------------------------------- ***

آدرس غضنفري به اين ميگن.

چقدر خنگيد , خوب از روبروي بانك سپه بريد يه خورده بالاتر

|+| نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 | موضوع: |
 
زندگي 4 پيچ داره تولد ،عشق، ازدواج و مرگ سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟


وقتي کسي به تو گفت که از ته دل دوستت دارم، مواظب باش. چون هنوز جايي در بالاي دلش براي ديگران هست


می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! « دکتر علی شریعتی » ( دفترهای سبز )


چهار چیز به چهار چیز می خندد تقدیر به تدبیر & مرگ به آرزو & قضا و قدر به احتیاط & رزق به آدم ِ حریص چهارچیز به چهار چیز نیازمند است شرف به ادب & خوشی به امنیت & خویشی به دوستی & عقل به تجربه


تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل !!


يه استقلالي ميره کتاب فروشي ميگه آقا شما کتاب (استقلال قهرمان آسیا) رو داريد؟ مغازه دار ميگه نه آقا ما کتابهاي تخيلي نداریم(شايد هم پرسپوليسي بوده ها)

|+| نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه دهم بهمن 1386 | موضوع: |
 
شصت درصد واست نگرانم ، هفتاد درصد خاطرت رو ميخوام ، هشتاد درصد دلم واست تنگه ، نود درصد دوستت دارم ، صد درصد سر كاري
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
کنسرت بزرگ هايده و مهستي با حضور سلطان جاز ويگن مکان: آمفي تئاتر اصلي بهشت، آسمان ششم! زمان: جمعه ي آينده علاقه مندان براي تهيه ي بليط مي توانند تا آخر وقت اداري چهارشنبه فوت شوند
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
صداقت خواستم داشتي , مهرباني خواستم داشتي ,عشــق خواستم داشتي , . . قورقوري جون گل كاشتي ! ,هرچي كه خواستم داشتي !!!
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 مسئله هوش .. !!

سلام عییزان !! امروز براتون یه تست هوش گذاشتم خیلی جالبه .. !!

حتما تا آخر بخونین متوجه میشین .. !!

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

اینو چطوری حلش می کنی ؟ فقط یک سؤاله ، پس وقت بذار و درباره اش فکر کن !! 
از بچه های پیش دبستانی این سؤال پرسیده شد :
« اتوبوس توی این شکل به کدوم طرف میره ؟ »

*** ---------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

با دقت به شکل نگاه کن .. !!

می تونی جواب بدی .. !!

*** ------------------------------------------------------------- ***

جواب در ادامه مطلب !!!

*** ------------------------------------------ ***

..:: ادامه مطلب ::..

|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 نقاشی های زیبا روی دست !!!

عييزان سلام !! امروز براتون يه سري عكس جالب گذاشتم برين حالشو ببرين !!

نقاشی های زیبا روی دست !!!

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

عكس ۱ ... عكس ۲ ... عكس ۳ ... عكس ۴ ... عكس ۵

عكس ۶ ... عكس ۷ ... عكس ۸ ... عكس ۹

عكس ۱۰ ... عكس ۱۱

عكس ۱۲

|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 

/),,/)
 ( ' ; ' )
(,,)-(,,)
mibusamet!

 /),, /)
 ('; '  )
(,,)-(,,)
yeky invar!

  /) ,,/)
  (  ' ;')
 (,,)-(,,)
yeky unvar

** --------------------- **

     D  I  V  O  N  E
                      O  A 
                 S      R
            E           A
       T               M

|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 عکس های جالب!!
عكس هاي جالب !!

 

سلام عزیزان !! امروز براتون یه سری عکس با حال گذاشتم حالشو ببرین !!

خودمم راجب عکس ها یه کم براتون توضیح میدم !!!

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

خب اين اوليش !!!

** -------------------------------------------------------- **

اون دختر بچه بالايي كه يادتونه ؟ اوشين , كه مدتها همه رو پاي تلويزيون ها ميخكوب مي كرد.

اين خانم پائيني هم همون اوشين كوچولوي خودمونه كه حالا بزرگ شده .

*** --------------------------------------------------------------------------- ***

براي ديدن بقيه عكس ها روي ادامه مطلب كليك كنيد !!!

*** ----------------------------------------------------------- ***

..:: ادامه مطلب ::..


|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 خودرو ی عجیب!!!
قرار است يک خودرو اسلامي باهمکاري مالزي ساخته شود و داراي اين قابليت ها مي باشد : 1- خودرو هنگام حركت صلوات مي فرستد 2- سرعت كه از 80 بالاتر رفت، آيت الكرسي مي خواند 3- وقت رد كردن چراغ قرمز مي گويد"استغفرا.." 4- وقت رسيدن به جاده چالوس و موارد مشابه "فاتحه مي خواند 5- وقت سوار كردن دوست دختر - دوست پسرها صيغه محرميت مي خواند!!! 6- وقت پياده شدن مي گويد "صدق‌ا.. العظي
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داري
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
و مرگ .... "و مرگ حکايت زيبايي کسي ست.... که در کسالت يک عصر باراني مي گريست
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
من عطر ياس خوشبو ندارم، در باغ رويا شب بو ندارم، قايق زياد است، اما براي به تو رسيدن پارو ندارم                                                                                                                                  
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
تركها براي همدردي با مناطق بدون گاز نه تنها بخاريها را خاموش كردند بلكه كولرها را نيز روشن كردند
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
میدونی فرق من با برف چیه ؟ . . . . . . . . . . . . . . برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم ...
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
يه مارمولک ميره مشهد و ميشه مش مولک بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
تركه مي ميره جوكها تموم ميشن
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
يارو ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بشين و حرفاي گنده بزن اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل دايناسور آسمانخراش کاميون....
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
درون قلب من نقش تو پیداست، لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست ،مخور غصه اگر از هم جداییم که بی مهری همیشه کار دنیاست ....
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني..!!
|+| نوشته شده توسط پوریا در جمعه پنجم بهمن 1386 | موضوع: |
 
ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش ميگن اين عکسه چيه؟ ترکه ميگه: اين عکس جواني هاي بابام هست تو يوونتوس بازي ميکرده
|+| نوشته شده توسط پوریا در شنبه بیست و نهم دی 1386 | موضوع: |
 
پاي مورچه رو تصور كن ( الهي ) حالا تصور كن جوراب داره ، حالا تصور كن جورابش سوراخه، دلم برات اندازه سوراخ جوراب مورچه تنگ شده
|+| نوشته شده توسط پوریا در شنبه بیست و نهم دی 1386 | موضوع: |
 
 ايرانسل عشق را تكميل مي كند : در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد ! ! ! عشق را با ايرانسل معني كنيد. ( ايرانسل در خدمت عشق
|+| نوشته شده توسط پوریا در شنبه بیست و نهم دی 1386 | موضوع: |
 
من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز

|+| نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | موضوع: |
 
اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد
|+| نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | موضوع: |
 
نمیدونم خواب دیدم واست آف گذاشتم. نمیدونم تو خواب واست آف گذاشتم. نمیدونم خواب دیدم که تو خواب واست آف گذاشتم. نمیدونم تو خواب بودی من واست آف گذاشتم. نمیدونم تو خواب دیدی من واست آف گذاشتم. نمیدونم مرض داشتم واست آف گذاشتم. نمیدونم خواب دیدم مرض داشتم که واست آف گذاشتم. نمیدونم تو مرض داشتی که خواب بودی که من واست آف بزارم. نمیدونم تو مرض داشتی که تو خواب دیدی من واست آف گذاشتم. نمیدونم تو مرض داری وقتی می بینی سرکاری تا آخرمي خوني ؟؟!!
|+| نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | موضوع: |
 

 

در مصیبت حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع )

 

بارد چه ؟ خون

که ؟ دیده

چه سان ؟ روز و شب .

چرا ؟ از غم

کدام غم ؟ غم سلطان اولیا .

نامش که بُد ؟ حسین

ز نژاد که ؟ از علی

مامش که بود ؟ فاطمه

جدش که ؟ مصطفی

چون شد ؟ شهید شد

به کجا ؟ دشت ماریه

کِی ؟ عاشر محرم

پنهان ؟ نه ، بر ملا

شب کشته شد ؟ نه روز

چه هنگام ؟ وقت ظهر

شد از گلو بریده سرش ؟ نه ، از قفا

سیراب کشته شد ؟ نه

کس آبش نداد ؟ داد

که ؟ شمر

از چه چشمه ؟ ز سر چشمه ی فنا

مظلوم شد شهید ؟ بلی

جرم داشت ؟ نه

کارش چه بُد ؟ هدایت

یارش که بُد ؟ خدا

این ظلم را که کرد ؟ یزید

این یزید کیست ؟ ز اولادِ هند

از چه کس ؟ از نطفه ی زنا

خود کرد این عمل ؟ نه ، فرستاد نامه ای

نزد که ؟ نزد زاده ی مرجانه ی دغا

ابن زیاد زاده ی مرجانه بُد ؟ نعم

از گفته ی یزید تخلف نکرد ؟ لا

این نابه کار کشت حسین را به دست خویش ؟

نه او روانه کرد سپاه سوی کربلا

امیر سپاه که بُد ؟ عمر بن سعد ، اوبُرید

حلق عزیز فاطمه ؟ نه ، شمر بی حیا

خنجر برید خنجر او را نکرد شرم ؟

کرد ، از چه بس برید ؟ بپذیرفت از او قضا

بهر چه ؟ بهر آنکه شود خلق را شفیع

شرط شفاعتش چه بود ؟ نوحه و بکا

کس کشته شد هم از پسرانش ؟ بلی دو تن

دیگر که ؟ نُه برادر دیگر که اقربا

دیگر پسر نداشت ؟ چرا داشت

آن که بود ؟

سجاد ، چون بود او به غم و رنج مبتلا

ماند او به کربلا ی پدر ؟ نه به شام رفت

با عز و احتشام ؟ نه با ذلت و عنا

تنها ؟ نه با زنان حرم

نامشان چه بود ؟

زینب ،سکینه ، فاطمه ، کلثوم بینوا

بر تن لباس داشت ؟ بلی گرد رهگذار

بر سر عمامه داشت ؟ بلی چوب اشقیا

بیمار بود ؟ بلی

چه دوا داشت ؟ اشک چشم

بعد از غذایش چه بود ؟ خون دل غذا

کس بود همرهش ؟ بلی اطفال بی پدر

دیگر که بود ؟ تب که نمی گشت از او جدا

از زینب و زنان چه به جا مانده بود ؟

طوق ستم به گردنو خلخال غم به پا

|+| نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 | موضوع: |
 
طرا از سمیم غلب و با طمام وجود دوصت دارم ... . . . . . . . . . . . . چیه .. چرا اینجوری نگام می کنی .. مگه بی صوادا دل ندارن
|+| نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 | موضوع: |
 
 
بالا